شرف الدين على يزدى
1015
ظفرنامه ( فارسى )
طرق و منازل صوب گرجستان را تفتيش و تحقيق نموده به تفصيل ثبت افتاد و در ضمان حفظ مهيمن معين از قراباغ روى توجه به ولايت ملكگرگين « 1 » نهاده ، [ بيت ] به اسب اندرآمد ز بالاى تخت * روان كرد رايت به نيروى بخت و چون بعد از ده روز صحراى بردع ، مضرب خيام موكب گيتىستان گشت و قبّهء بارگاه گردون اشتباه به اوج ماه برآمد ، [ بيت ] همه دشت گشت از كران تا كران * پر از خيمه و خرگه و سايهبان طهرتن - كه از سابقهء عنايت ذو المنن به بندگى و هواخواهى آن حضرت اختصاص يافته بود - از ارزنجان برسيد و به سعادت بساطبوس استسعاد يافت و زانوزده ، تغوزها و پيشكشها كشيد . [ بيت ] زمين را به لب نقشبندى نمود * ثنا گستريد و ستايش فزود حضرت صاحبقران ، صنوف مراحم و عواطف خسروانه ، دربارهء او ارزانى داشته ، به خلعت و كلاه و كمر سرافراز گردانيد و به توق و علم و نقاره بلندآوازه ساخت و رخصت مراجعت به ارزنجان كرامت فرمود و اشارت عليّه به نفاذ پيوست كه در ضبط و محافظت جاى خود كوشش نموده ، شرايط حزم و احتياط مرعى دارد و آن سرحد را از تعرّض سپاه روم صيانت نمايد . [ نظم ] جهاندار گفتش كه بيدار باش * به داد و دهش كوش و در كار باش به مردى نگهدار آن مرزوبوم * مشو غافل از بدسگالان روم و رايت نصرتشعار از آنجا نهضت نموده ، شكاركنان منازل و مراحل سپرى مىشد ، و چون حدود گرجستان از غبار موكب ظفر قرين عطرساى گشت ، قاصدى
--> ( 1 ) . م : كوركى .